المحقق الأردبيلي

59

اصول دين ( فارسى )

اما دليل عقلى [ بر امامت امير المؤمنين عليه السّلام ] آنكه آن حضرت اقرب مردمان است به پيغمبر صلى اللّه عليه و آله از كسانى كه دعواى امامت كرده‌اند ؛ چه پسر عمّ و داماد آن حضرت و پدر فرزندان اوست . پس عرف و عادت تقاضاى آن مىكند كه كسى كه پادشاه و حاكم باشد ، چون از دنيا رحلت نمايد ، پادشاهى و جاى خود را به كسى تعويض مىكند كه اقرب و مخصوصترين مردمان باشد ، باوجود احقّيّت او به آن منصب . و ديگر آنكه آن حضرت اعلم مردمان است يعنى علم او بيشتر از همه بود بعد از حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله « 1 » ؛ چه هرگاه اصحاب را اشكال پيش مىآمد ، در رفع آن متوسّل به آن حضرت مىشدند . و از عمر منقول است و در كتب اهل سنّت نيز مسطور كه چون در حكم الهى غلط كردى و حضرت او را تنبيه كردى و از آن برگردانيدى و بيان خطاى او كردى ، گفتى : « لو لا عليّ لهلك عمر » « 2 » ؛ يعنى : « اگر على نمىبود عمر هلاك مىشد » . يعنى مردم عمل به حكم غلط او مىكردند و آن موجب هلاكت و دوزخ رفتن او مىشد . و اتقاى ايشان ؛ يعنى تقواى آن حضرت بيشتر از تقواى

--> ( 1 ) . ر ك : تجريد الاعتقاد ، ص 263 . پيامبر اكرم خطاب به حضرت فاطمه عليها السّلام فرمود : « . . . أو ما ترضين انّي زوّجتك أقدم أمّتي سلما ، و أكثرهم علما و أعظمهم حلما ؟ » ( مسند احمد بن حنبل ، ج 5 ، ص 46 ) . ( 2 ) . مطالب السئول ، ص 13 ؛ شرح نهج البلاغه ، ج 12 ، ص 205 ؛ ترجمة الإمام على بن ابى طالب عليه السّلام من تاريخ دمشق ، ج 3 ، ص 53 - 56 ؛ احقاق الحق ، ج 8 ، ص 183 .